تبليغاتX
می نویسم گاهی - 15 فروردین

می نویسم گاهی

نوشته هایی که ادبی نیستند

15 فروردین

 

چه سخت میگذرد امروز.

مادری آبستن...سنگینی دنیا را در شکم دارد...

و کودکی بیزار از سیاهی رحم

به امید اینکه بیرون از این دنیای سیاه روشنی را یابد

پدری زحمت کش ; چشم به راه امید آینده اش

و صدای پرستارانی که پدر را تبریک میگویند

 لبخندی شیرین روی لبان پدر....

کودک متود شد

کودکی که سیاهی جهان را حس می کند...سیاه تر از رحم

و گریه هایی که رحم را طلب میکند

و بهانه می آورند شیر مادر را...مرهم گریه های کودکی!

 

پ.ن:بعد از مدت ها وبلاگ به روز شد در روز تولدم!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط میثم   |