فاجعه
فاجعه رو چی میدونی؟ سیل ; زلزله ; یا جنگ - بدبختی مردم یا وضعیت جامعه امروز رو؟
فکر و ذکرم شده آینده مبهمی که پیش رو دارم
آینده ای که به هزار راه تقسیم می شود - هر کدام مبهم و نا مطمئن
دنیا فرصت تفکر رو از من گرفته ; گیج و سردرگم شدم - افسرده نشدم ; به افسردگی اعتقاد ندارم
نمی دونم..................؟؟!!؟؟ نگفتی ; فاجعه رو چی میدونی؟
از دست دادن یک عزیز یا حتی ظلم و بی عدالتی؟
نه.................. همیشه اینطور نیست
گاهی گریه ی یک مرد فاجعه است
مرد گریه کرد........................... ; دیشب
پ .ن اول - مدتی است با جامعه به طور مستقیم سر و کار دارم جامعه ای که بیشتر از اینها دوستش داشتم . روزمرگی ها و اعمالی رو مشاهده می کنم که دیگه دوست ندارم توی این جامعه زندگی کنم
یکنواختی و سکون منو کم ناراحت می کرد دیدن بعضی رفتار و کار ها هم شد علا نور - آسمون همه جا همین رنگه می دونم ; چه بسا از اینجا هم تیره تر باشه. شاید من کمی حساسم؟
منم جزئی از بقیه مردم پس......پیش به سوی بی خیالی چون فقط خودم از بین میرم و هیچ کس رو کک هم نمیگزه
پ . ن دوم - سال نو رو پیشاپیش تبریک میگم اونم کلی * یادت باشه اولین نفری بودم که سال 86 رو بهت تبریک گفتم
